مدل پیشنهادی برای گذار از آموزش سنتی به دیجیتال در دانشآموزان پایه هفتم با تمرکز بر همکاری خانواده و معلم
دوران گذار از مقطع ابتدایی به متوسطه اول، همواره با چالشهای سازگاری تحصیلی همراه است که در بستر آموزشهای دیجیتال، پیچیدگی بیشتری مییابد. هدف از این پژوهش، واکاوی چالشهای تدریس در فضای مجازی و ارائه راهکارهای عملی برای دانشآموزان پایه هفتم در یک محیط اقدامپژوهی است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۳۰ دانشآموز پایه هفتم بود که فرآیند آموزشی خود را در بستر سامانه «شاد» طی کردند. روش پژوهش، اقدامپژوهی (Action Research) با رویکرد کیفی بوده و دادهها از طریق مشاهده مشارکتی، تحلیل محتوای پروژههای دیجیتال و بازخوردهای والدین گردآوری شد. یافتههای پژوهش نشان داد که چالشهای اصلی در سه محور «وابستگی به والدین»، «عدم وجود خودتنظیمی دیجیتال» و «کاهش تعاملات اجتماعی» متمرکز است. با اجرای مداخلات ساختاریافته شامل: ۱) بازطراحی تکالیف به پروژههای مرحلهبندیشده ۲) تدوین شیوهنامه «والد تسهیلگر» و ۳) نهادینهسازی تأمل دیجیتال توسط دانشآموزان، تغییرات معناداری مشاهده شد. نتایج تحلیلها حاکی از آن است که گذار از رویکرد انتقالِ یکسویهی محتوا به تعاملِ فعال در بستر شاد، منجر به بهبود خودکارآمدی، کاهش اضطراب عملکردی و تقویت پیوند عاطفی بین معلم و دانشآموز گردید. این پژوهش پیشنهاد میکند که موفقیت آموزش دیجیتال در نظام آموزشی ایران، در گروِ تغییر نگرش از «آموزشِ متمرکز» به «تسهیلگریِ تعاملی» و توانمندسازی سهضلعیِ معلم، والد و دانشآموز است. یافتههای این مطالعه میتواند الگوی راهبردی مناسبی برای معلمان دوره متوسطه در جهت بهبود کیفیت آموزشهای مجازی ارائه دهد.